دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386 ساعت 1:56 PM
دیگر امیدی به آفتاب نیست
فصل ها رفتنی اند
آرام شاخه های خاطره را بتکان
تنها تویی که چون سیب ،
سرخ می افتی و تنها منم که می مانم
کالِ کرمینِ رو به زوال
چه فاصله ای بود تا تو ...
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ
" width="70" height="40" loop="infinite" autostart="true" hspace="0" style="border: 1px dotted #999">![]() |
![]() |
![]() |
دیگر امیدی به آفتاب نیست
فصل ها رفتنی اند
آرام شاخه های خاطره را بتکان
تنها تویی که چون سیب ،
سرخ می افتی و تنها منم که می مانم
کالِ کرمینِ رو به زوال
چه فاصله ای بود تا تو ...
تو را از میان لاشه های بدبوی کاغذ
به این تخت کشانده ام تا بگویم
از این بوسه های جوهری خسته ام ...
بگذار رخش سرکش دستانم
بر دشت سینه ات بتازد
از تپه یی به تپه یی
با تو پاییز هم
فصلی برای مستی اسب هاست ...